تبلیغات
ایرون موزیک | کد آهنگ پیشواز ایرانسل | کد آهنگ پیشواز همراه اول

  • Archive
  • Contact
توضیحات :
شما می توانید کد آهنگ پیشواز ایرانسل و کد آهنگ پیشواز همراه اول را در وب سایت ما پیدا نمایید.
منوی اصلی
درباره ما

شما می توانید کد آهنگ پیشواز ایرانسل و کد آهنگ پیشواز همراه اول را در وب سایت ما پیدا نمایید.
ایجاد کننده وبلاگ : تبیلغاتی tablighaty

این صفحه را به اشتراک بگذارید
آخرین مطالب

آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

نویسنده : تبیلغاتی tablighaty | دسته بندی : | دکلمه | , حسین پناهی ,

تاریخ ارسال مطلب : پنجشنبه 17 اسفند 1391 - 08:52 ب.ظ

hossein%20%5BAloneBoy.com%5D%20panahi دکلمه “ همه چی از یاد آدم می ره ” حسین پناهی

دکلمه “ همه چی از یاد آدم می ره ” با صدای حسین پناهی از مجموعه سلام خداحافظ

حجم = ۵/۶۱ مگابایت | مدت = ۶:۰۲ دقیقه | فرمت فایل = MP3 | کیفیت : ۱۲۸

حسین پناهی در ۶ شهریور ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهر سوق از توابع شهرستان کهگیلویه زاده شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسه آیت‌الله گلپایگانی رفت و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی‌اش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت کرد تا اینکه زنی برای پرسش مساله‌ای که برایش پیش آمده بود پیش حسین رفت و از حسین پرسید که فضله موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده‌ است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه می‌دانست روغن نجس است (بنا بر نظر فقها در چنین شرایطی روغن جامد نجس نمی‌شود و این ادعا که ایشان روغن را نجس می‌دانست نیاز به منبع و رفع ابهام دارد.)، ولی این را هم می‌دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده‌ اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که حسین علی رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسه ی هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه‌ نویسی را گذراند.


پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامه‌ های خودش ساخت که مدت‌ها در محاق ماند با پخش نمایش «دو مرغابی در مه» از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می‌کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش‌ های تلویزیونی دیگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.
نمایش‌های دو مرغابی در مه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد. در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، او یکی از پرکارترین و نوآورترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.
به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می‌بارید و طنز تلخش بازیگر نقش‌های خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعر بود. و این شاعرانگی در ذره‌ ذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد، این مجموعه ی شعر تاکنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زنده دنیا ترجمه شده‌ است.
وی در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت و به وصیت خود ایشان در قبرستانی که مادرش در انجا دفن شده در شهر سوق‌ به خاک سپرده شد.

همه چی از یاد آدم می ره
مگه یادش که همیشه یادشه
یادمه قبل از سوال
کبوتر با پای من راه می رفت
جیرجیرک با گلوی من می خوند
شاپرک با پر من پر می زد
سنگ با نگاه من برفو تماشا می کرد
مست می کردم من با زنبور از گس عطر گل بابونه
سبز بودم درشب رویش گلبرگ پیاز
هاله بودم در صبح گرد چتر گل یاس
گیج می رفت سرم در تکاپوی سر گیج عقاب
نور بودم در روز
سایه بودم در شب
خود هستی بودم
روشن و رنگی و مرموز و دوان
من عفریته مرا افسون کرد
مرا از هستی خود بیرون کرد
راز خوشبختی آن سلسله خاموشی بود
خود فراموشی بود
چرخ و چرخیدن خود با هستی
حذر از دیدن خود در هستی
حلقه افتاد پس از طرح سوال
ابدی شد قصه حجر و وصال
آدمی مانده و آیا و محال
بیکرانه است دریا
کوچیکه قایق من
های آهای تو کجایی نازی
عشق بی عاشق من؟
سردمه…
مثل یک قایق یخ کرده روی دریاچه یخ، یخ کردم
عین آغاز زمین
زمین…
یه کسی اسممو گفت
تو منو صدا کردی یا جیرجیرک آواز می خوند؟
جیرجیرک آواز می خوند
تشنته؟ آب می خوای؟
کاشکی تشنه م بود!
گشنته؟ نون می خوای؟
کاشکی که گشنه م بود!
دندونت درد می کنه ؟
سردمه…
خب! برو زیر لحاف
صد لحاف هم کممه
آتیشو الو کنم؟
می دونی چیه نازی؟
تو سینه ام قلبم داره یخ می زنه
اون وقتش توی سرم، کوره روشن کردند.
پاتو چرا بستی به تخت؟
پامو بستم که اگه یه وقت
زمین سقوط کنه طوری نشم
کی؟ کی گفته زمین می خواد سقوط  کنه؟
قانون دافعه گفت
چشممو دور ببینی می ری دَدَر
بوی گوگرد می دی
هی هوار
فسفر و گوگرد و تشخیص نمی دن
وای از اقبالم
وای از اقبالم
باز بارون خیال، آسیاب ذهنتو چرخونده؟
باز فیلسوف و سوال
باز عارف و سفال
باز هستی و زوال
باز آمال و محال
باز شاعر و نهال
باز کودک و خیال؟
کجاها رفته بودی؟
میخونه یا معبد؟
رنج ما قویتر از مشروبه!
میخونه افسونه!
پس چرا چشات شبیه چشای شیطونه؟
من نمی بخشم اگه جای پات بی جای پام، روی جایی حک بشه
کجاها رفته بودی؟
هیچ کجا!
رو شعاع هستی برا خودم می گشتم
همه چی برای من ممکن بود
تو خودت می بینی همه چیز عادی بود
کاه دادم به خر
کفشامو بردم گذاشتم تو کپر، که یهو نصف شبی سگ نبره
فرغونو شستم که سیمان تو کفِش خشک نشه
لحافو رو بچه ها پهن کردم
همه چی همه چی همه چی برای من ممکن بود
کار و تولید و تلاش
حرمت همسایه
می دونستم که سلام یعنی چه
می دونستم که زمان معناش چیه
من کیه
اون کدومه
می دونی؟
بعدش هم
گردونو صاف کردم
خیره ماندم به دور
انگاری سایه ام افتاد رو ماه
مثل یه هول
مثل یه غول
به خودم می گفتم: انسانم
من شعور همه آفاق هستم
می تونم برای شیر زائو ماما بشم
می تونم پلنگ و زنجیرش کنم
می تونم با تیشه
چنارو سرنگون کنم
می تونم!
بعدش هم زد به سرم که برم پشت سوال
برگردم به کودکی
تا که با چرخ خیال
وصله نور بدوزم به پیراهن شب
یه هو وسوسه شدم رفتم توی ناممکن
تو ناممکن، فیل هوا می کردن؟
آره! خوب! فیل هوا



دانلود با لینک مستقیم:
دکلمه همه چی از یاد آدم می ره حسین پناهی

حجم = ۵/۶۱ مگابایت | مدت = ۶:۰۲ دقیقه | فرمت فایل = MP3 | کیفیت : ۱۲۸


کد دکلمه برای پخش آنلاین در وبلاگ و سایت شما:

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب


برچسب ها : حسین پناهی , دانلود دکلمه , دانلود دکلمه های حسین پناهی , دکلمه حسین پناهی , دکلمه همه چی از یاد آدم می ره حسین پناهی , صدای حسین پناهی , کد دکلمه حسین پناهی برای وبلگ ,